MAX PAYNE
MAX PAYNE
تحلیل فیلم / دلنوشت های سینمایی
آرشیو
موضوع بندی

Free chat widget @ ShoutMix





Powered by WebGozar

جمعه 19 خرداد‌ماه سال 1385
پست مدرنیسم:شک درحقیقت
هوالعلیم والحکیم


پست مدرنیسم:شک درحقیقت
در باره فیلم پالپ فیکشن
----------------------------

می گویند وقتی که پیتر وولن منتقد سرشناس سینما در اویل دهه 1990 اصطلاح پست مدرنیسم را در باره فیلم بازگشت بتمن (تیم برتن 1992) به کار برد ظهور جهان پست مدرن درسینما اعلام شد.

در پی دشواریهای ناشی از اعتقاد و بکارگیری اصول فکری و اجتماعی مدرنیسم ، انسان در پی یافتن پاسخ این پرسش است که واقعیت چیست؟

وودی آلن میگوید :
همه ما حقیقت واحدی را میشناسیم ، زندگی ما عبارت است از چگونگی انتخابمان برای از ریخت اندازی و کج و معوج کردن آن.

در فلسفه گذشته(از رئالیست ها ، سوفستائیان تا عارفان) تصور بر این است که حقیقت یکی است و مفسران فراوان. اما در سینمای پست مدرن شک در همین یکی بودن حقیقت است.

بیاد بیاوریم صحنه هایی از فیلم پالپ فیکشن یا ساخته های دیگر تارنتینو را که کارگردان سعی در انتقال همین ، یکی نبودن حقیقت است:
-- زمانی که وینسنت برای میا ، پرت شدن تونی راکی را از چند زاویه شرح می دهد:
"اون از پنجره پرت شد. یا پرتش کردند. یا مارسلوس اونو از پنجره پرت کرد. یا مارسلوس اونو از پنجره پرت کرد بخاطرتو".
-- زمانی که وینسنت ، "ترودی" را با "جودی"(همسر مواد فروش) اشتباه می گیرد.
-- زمانی که فابیان(همسر بوچ) به بوچ میگه این موتورسیکلت مال کیه؟ و بوچ به اون جواب میده که این یک موتور نیست ، این یک چاپر است. یا فابیان میه "زد" کیه و بوچ میگه اصلا دیگه "زدی" در کار نیست ، زد مرده.

شاید یکی از قشنگ ترین ، ظریف ترین و هوشمندانه ترین این صحنه ها در فیلم ، صحنه ایست که متاسفانه از آن به آسانی می گذریم. منظورم صحنه ای است که بعد از رفتن جولز و وینسنت به خانه جیمی ، جولز تلفنی با مارسلوس راجع به اینکه همسر جیمی تا یکساعت ونیم دیگه به خانه بر میگردد صحبت می کند ، در این لحظه صحنه ای را مشاهده می کنیم که زن جیمی که یک زن سیاه پوست است خسته به خانه می آید و با جنازه ماروین با سر متلاشی روی دست وینسنت ، جولز و جیمی روبرو می شود.
آیا دقت کرده اید که چرا همسر جیمی سیاه پوست است؟
چون این صحنه که شرح داده شد از ذهن جولز که خود یک سیاه پوست است گذرمی کند و اگر کس دیگری (مثلا وینسنت) با مارسلوس صحبت می کرد احتمالا زن جیمی جور دیگری بود.

از این قبیل صحنه ها در این فیلم و کارهای دیگر تارنتینو زیاد است مثل سکانس اغازین و بسیار معروف اول پالپ فیکشن که صحبت های نا مربوط دو نفر(جولز و وینسنت) راجع به تفاوتهای اروپا و آمریکا در مورد زدن سس مایونز و سس گوجه فرنگی به سیب زمینی را می بینیم که بعد متوجه می شویم ایندو ، دو نفر آدمکش هستند و در حال ماموریت از طرف مارسلوس هستند.

این فیلم را می شود از جنبه های دیگر فنی سینما بررسی کرد و به نتایج جالب دیگری رسید.
خود مقوله پست مدرنیسم ، مقوله بسیار گسترده و دارای پتانسیل بسیار است.

احسان تحویلیان.

برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 251664

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها