در باره فیلم پالپ فیکشن:
---- عدم تلاش در ارائه هیچ توضیحی در هیچ موردی برای تماشاگر ----
- صحنه آغازین فیلم که ما یکمرتبه به داخل داستان پرت می شویم.
- فروشگاه لوازم موسیقی که مارسلوس و بوچ بعد از در گیری به داخل آن وارد می شوند و توسط Zed و دوستش شکنجه می شئند و ما هیچ گذشته ای از آندو مرد نداریم (ببخشید آن سه مرد).
---- نوسان شدید فیلم میان واقع گرایی و تخیل ----
- شرح آمدن زن جیمی توسط جولز به مارسلوس از پشت تلفن که در همان لحظه تصور ذهنی جولز را می بینیم.
احسان تحویلیان.
ادامه دارد.