MAX PAYNE
X
تبلیغات
رایتل
MAX PAYNE
تحلیل فیلم / دلنوشت های سینمایی
آرشیو
موضوع بندی

Free chat widget @ ShoutMix





Powered by WebGozar

دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1385
تحلیل عکس 2 - و اینجا آن سوی بهشت






آن سوی بهشت     آدم بخاطر خوردن چند گندم از بهشت برین <br>به زمین خاکی فرود آمد و فرزندان آدم بخاطر نداشتن چند گندم از جهان خاکی رخت می




 
آن سوی بهشت






عکاس: کوین کارتر | سودان: 1993








دوست عزیز لطفا آف کنید و بعد این پست را بخوانید.




پرده اول



آدم بخاطر خوردن چند گندم از بهشت برین به زمین خاکی فرود آمد و فرزندان آدم بخاطر نداشتن چند گندم از جهان خاکی رخت می بندند.

و اینجا آن سوی بهشت


در آمریکا روزانه 15 هکتار پیتزا مصرف می شود و هر روز بطور متوسط یک هکتار پیتزای سالم زیاد می آید که حتی کارگر مغازه هم حق ندارد آن را برای خانواده اش ببرد این در حالی است که هزاران کیلومتر دور تر لاشخوری انتظار مرگ کودکی خسته و نحیف و در جستجوی غذا را می کشد.



آیا کسانی که مواد غذایی را وسیله سرگرمی و تفریح قرار می دهند و کیکی به بلندای یک کوه یا پیتزایی به درازای یک اتوبان تهیه می کنند چنین صحنه هایی را مشاهده نموده اند؟



این کودک یکی از میلیون قحطی زده سودانی است که سعی می کند خودرا به مرکز کمکهای خارجی برساند شاید بتواند یک وعده غذا بدست آورد اما از فرط گرسنگی و ناتوانی به زمین افتاده و قافل از حضور یک لاشخور گرسنه تر از اوست که انتظار مرگ وی را می کشد.



این عکس برنده جایزه پولیتزر شده و همه جا از آن به عنوان دختر سودانی اسم برده اند اما "آن سوی بهشت" نامی است که من برای آن انتخاب کرده ام.



سردبیر روزنامه TIME DOMESTIC نوشت: "یک عکاس نچندان مشهور عکسی گرفت که دنیا بخاطرش اشک ریخت"





پرده دوم


این صحنه روح عکاس را دچار آشفتگی عجیبی کرد و این آشفتگی اورا به سوی سرنوشتی شوم کشاند.سرنوشتی که شاید تلختر از پایان کار دختر قحطی زده بود.



پشت این صحنه غم انگیز تراژدی دیگری نهفته است



کارتر در سال 93 به همراه دختر خانده اش برای تصویر برداری و تهیه گزارش از شورش در کشور قحطی زده سودان راهی آن کشور شد.به محض اینکه هواپیما اورا در دهکده "آیودا" به زمین نشاند کارتر شروع به عکس برداری از قربانیان فحطی شد . هر ساعت 20 نفر بر اثر قحطی می مردند.



کارتر خسته از مشاهده جماعتی که بر اثر قحطی تلف می شدند به بوته زاری پناه برد در آنجا دخترک نحیفی را دید که تلاش می کرد خودرا به یکی از مراکز توزیع غذا برساند.درحالی که سعی داشت از او عکسی بگیرد لاشخوری در نزدیکی دختر به زمین نشست. کارتر درحالی که نمی خاست کرکس فرار کند کادر بندی خود را شروع کرد.به گفته او 20 دقیقه طول کشید تا کرکس بالهای خود را باز کند. کارتر بعد از اینکه چند عکس گرفت پرنده را فراری داد و مشاهده کرد که دختر گرسنه به راه خود ادامه داد. کارتر پس از آن زیر درختی نشست , سیگاری روشن کرد و اشک ریخت. عکاس پس از این واقعه دچار آشفتگی عصبی و روحی شدیدی شد.



کارتر بعد از یک روز اقامت در سودان به ژوهانسبورگ بازگشت.زندگی کارتر در بحران عجیبی قرار گرفت . دوست دخترش او را از خانه بیرون کرد وگفت تا زمانی که مواد مخدر را ترک نکرده به خانه باز نگردد.
در همین حال و در 12 آوریل 1994 از نیویورک به وی تلفن کردند و به او اطلاع دادند که برنده جایزه پولیتزر شده است.
کارتر در 27 ژوئیه , آخرین روز زندگی اش به کنار رودخانه ای رفت که زمانی در آنجا سکونت داشت.حدود ساعت 9 شب وانت نیسان قرمز رنگ خودرا در کنار درختی پارک کرد که در دوران کودکی اش غالبا آنجا بازی می کرد.
کارتر یک شلنگ باغبانی سبز رنگ را به اگزوز ماشین متصل کرد و سر دیگرش را داخل اتاق ماشین کرد و موتور ماشین را به کار انداخت. واکمن خود را روشن کرد و کوله پشتی خود را بصورت بالش زیر سر خود گذاشت و به پهلو خوابید



نشریه دوربین عکاسی - شماره 51





از وقتی که پستچی اداره پست مجله را به دستم داد و این مقاله را خواندم حالم دگرگون شد.


شرح حالم به این گونه است : بروفن 400 و disk man ی که دایم تراک های آن عوض می شود.






برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 249026

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها